مادر بهشت
برگزیده ترین اشعار آئینی، مذهبی، دینی و هیئتی شعر پیامبر اکرم حضرت علی حضرت فاطمه زهرا امام حسن حسین

من از دیار شکوه و جلال می آیم

ز سرزمین اذان بلال می آیم

ز دشت لاله خونین سینه آمده ام

شکسته دل ز دیار مدینه آمده ام

زمانه چو گرداب و ساحلم آنجاست

تنم به خاک وطن باشد و دلم آنجاست

نصیب مرغ  دل من شکسته بالی بود

پرم ز غصه و جای همه چه خالی بود

مدینه با دل زوار گفتگوها داشت

گل مدینه ز احساس رنگ و بوها داشت

مدینه با دل آتش گرفته خو دارد

خدا نصیب کند هر که آرزو دارد

نسیم وار به هر کوی در به در گشتم

مزار گمشده پیدا نکرده برگشتم

سروده ی حاج علی انسانی

  ×××

جلوه جنت‏به چشم خاکیان دارد بقیع

یا صفاى خلوت افلاکیان دارد بقیع

گر حصار کعبه را جبریل دربانى کند

صد چو موسى و مسیحا پاسبان دارد بقیع

گر چه با شمع و چراغ این آستان بیگانه است

الفتى با مهر و ماه آسمان دارد بقیع

گرچه محصولش بظاهر یک نیستان ناله است

یک چمن گل نیز در آغوش جان دارد بقیع

گرچه مى‏تابد بر او خورشید سوزان حجاز

از پر و بال ملائک سایبان دارد بقیع

میتوان گفت ازگلاب گریه اهل نظر

بى نهایت چشمه اشک روان دارد بقیع

بشکند بار امانت گرچه پشت کوه را

قدرت حمل چنین بار گران دارد بقیع

تا سروکارش بود با عترت پاک رسول

کى عنایت‏با کم و کیف جهان دارد بقیع

این مبارک بقعه را حاجت‏بنور ماه نیست

در دل هر ذره خورشیدى نهان دارد بقیع

اینکه ریزد از در و دیوار او گرد ملال

هر وجب خاکش هزاران داستان دارد بقیع

چون شد ابراهیم قربان حسین فاطمه

پاس حفظ این امانت را بجان دارد بقیع

فاطمه بنت اسد عباس عم، ام البنین

اینهمه همسایه عرش آستان دارد بقیع

در پناه مجتبى در ظل زین العابدین

ارتباط معنوى با قدسیان دارد بقیع

باقر علم نبى و صادق آل رسول

خفته‏اند آنجا که عمر جاودان دارد بقیع

قرنها بگذشته بر این ماجرا اما هنوز

داغ هجده ساله زهراى جوان دارد بقیع

کس نمیداند چرا یا قرة عین الرسول

منظره فصل غم انگیر خزان دارد بقیع

آخر اینجا قصه گوى رنج‏بى پایان تست

غصه و غم کاروان در کاروان دارد بقیع

خفته بین منبر و محرابى اما بازهم

از تو اى انسیه حورا نشان دارد بقیع

راز مخفى بودن قبر ترا با ما نگفت

تا بکى مهر خموشى بر دهان دارد بقیع؟

شب که تنها میشود با خلوت روحانى‏اش

اى مدینه انتظار میهمان دارد بقیع

شب که تاریک است و در بر روى مردم بسته‏اند

زائرى چون مهدى صاحب زمان دارد بقیع

کاش باشد قبضه خاکم در آن وادى «شفق‏»

چون ز فیض فاطمه خط امان دارد بقیع

سروده ی محمد جواد غفور زاده کاشانى (شفق)

  ×××

كاش همچون لاله سوزم در بيابان بقيع
تا شبانگاهى شوم شمع فروزان بقيع
كاش سوى مكه تازد كاروان عمر من
تا كنم بيتوته يك شب در شبستان بقيع
كاش همچون پرتو خورشيد در هر بامداد
اوفتم بر خاك قبرستان ويران بقيع
آرزو دارم بمانم زنده و با سوز حال
در بغل گيرم چو جان، قبر امامان بقيع
آرزو دارم ببينم با دو چشم اشكبار
جاى فرزندان زهرا را به دامان بقيع
آرزو دارم بيفتم بر قبور پاكشان
تا كه گردم حايل خورشيد سوزان بقيع
آرزو دارم كه اندر خدمت صاحب زمان
قبر زهرا را ببوسم در بيابان بقيع
آرزو دارم كه همچون گوهر غلطان اشك
از ارادت رخ نهم بر خاك ايوان بقيع
اندر آنجا خفته چون قربانيان راه حق
اى مويد جان عالم باد قربان بقيع

سروده ی سید رضا موید

جمعه 1391/08/19 | 18:12 | یه بنده خدا |
درباره وبلاگ

با استعانت از خداوند متعال سعی شده در این مجموعه اشعار مذهبی و آئینی جهت استفاده و بهره برداری همه علاقمندان به ساحت مقدس اهل بیت پیامبر (ص) گردآوری شده تا ذخیره ای برای روز واپسین باشد.انشاالله
لینک دوستان
موضوعات وب
امکانات وب